ميرزا محمد حيدر دوغلات
717
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مىگويد كه در حدود يا در داخل قلمرو اندجان ، يا حتى در حومه آن ( از ناحيت اندجان ) قرار داشته ؛ و به نظر مىرسد كه همواره معنى شهر يا صرفا ناحيتى از اندجان داشته زيرا مؤلف فقط نام آن را مىبرد و از ولايتى كه اين شهر بدان متعلق بوده سخنى به ميان نياورده . وى از اندجان همواره با عنوان فرغانه سخن مىگويد ، بدين ترتيب يتّىكند را بايد در جنوب شرقى سيرام جستجو كرد . در روزگار معاصر ايالت فرغانه به صورت اندجان خوانده مىشود و تنها راهى كه براى حل مشكل به نظر من مىرسد آن است كه احتمالا ميرزا حيدر در يك مورد با اشاره به اندجان قصد داشته تماميت استان را نقض كند . به همين دليل من ترجمه « از ناحيت » را به واژهاى برگرداندم كه در هر صورت به وضعيتى در داخل مغولستان اشاره داشته باشد . اگر اين پيشنهاد مورد قبول قرار گيرد ، يتّىكند يا هفت ده ظاهرا بايد در منتهى اليه جنوب غربى مغولستان و در دامنههاى رشتهاى كه حدّ درهء سير را تشكيل مىدهد ؛ يا احتمالا نزديكتر به غرب سرچشمه رود طالاس ، قرار گيرد كه در اين صورت نبايد از طراز دور بوده باشد . در آنجا كه مؤلف ( در صفحه 166 ) مىگويد كه خان هنگام عزيمت به مغولستان براى ديدار برادرش خليل ، از يتّىكند عبور كرد ، بايد به يادداشت كه خليل در آن هنگام فقط رئيس قرقيزها بود و قبيله قرقيز تمام مغولستان را تصرف نكرده بود . بدين ترتيب با در نظر گرفتن تمام احتمالات شايد بتوان عبارت مذكور را چنين خواند : « در داخل مغولستان به راه خود ادامه داد . » جاى تعجب است كه ما كلام بهترى براى تثبيت وضعيت يتّىكند نداريم چه يتّىكند در دورهء مورد نظر تا حدودى ناحيه با اهميتى بوده است . شايد ذكر اين نكته خالى از فايده نباشد كه ارّواسميت ) htimsworra ( در نقشه جهان در 1878 از جايى به نام يتّىكند به عنوان ناحيتى از كوراما واقع در گوشهاى از سيحون در مجاورت خجند نام برده و اين امر تعيين هويت يتّىكند را پيچيدهتر مىكند . من نمىدانم اين وجه تسميه بر اساس چه تأليفى انجام گرفته . ناحيه مورد بحث عملا متعلق به خود كوراماى فعلى - واقع در ميان رودخانه و تپهها و تقريبا به طور دقيق در مقابل خجند - است . اما يتّىكند تاريخ ما را نمىتوان در اين نقشه جغرافيايى جستجو كرد : اولا آن ناحيهاى خارج از مغولستان است و ثانيا هيچ جهانگردى نمىتواند از سمرقند ، راه سيرام را در پيش گيرد . يتّىكند متعلق به نقشه ارّو اسميت بايد ناحيتى از شاش ( تاشكند ) يا فرغانه باشد ؛ و در يكى از پرجمعيتترين و حاصلخيزترين مناطق آسياى ميانه قرار دارد ، در حالى كه با توجه به روايت مذكور ، اينجا نمىتواند با يتّىكند مطابق باشد . اما در مورد اوزون احمد ، در سفرنامه كوستنكو از رودى به اين نام سخن به ميان آمده كه از كورههاى ميان بشتاش و كتمان تپه در خطى مستقيم به طرف جنوب شرقى اوليا آتا جريان داشته و مسافتى بيش از 100 مايل را مىپيموده است و با توجه به اين فاصله دور ، اوزون احمد مورد روايت نمىتواند همين بوده باشد يا به هيچوجه مسير آن نمىتوانسته به سوى سيرام قديم يا جديد باشد ( ر . ك : تركستان ، 2 ، صص 59 - 58 . ) قراتوقاى به احتمال زياد مىتواند ؛ با قراسنگر توقاى موجود در نقشه - يكى از « توقاى » هاى متعدد در سيحون - مطابق بوده باشد . ( 63 ) . يعنى هنگام فرار رويش را برگردانيد و تيرى به عقب به سوى خان انداخت . ( م ) ( 64 ) . ظاهرا به اين معنى است كه مقصود على ، جامهاى را كه خان به وى بخشيده بسيار ارزشمند مىدانست و تا اواخر عمر با توجه زياد از آن نگهدارى مىنمود . ( م ) ( 65 ) . 910 ( م ) . ( 66 ) . 914 ( م ) . ( 67 ) . اين محل در كنار يكى از سرچشمههاى جنوبى رودخانه ايلى واقع است . با وجودى كه معمولا اين نام به صورت آلماتى نوشته شده ، اما در روسيه معاصر قلعه و شهر ويرنى را به اين اسم مىخوانند . اين شهر در